سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مشاوره روانشناسی خانواده مشاورانه

این وبلاگ با هدف ترویج فرهنگ مشاوره به صورت رایگان در اختیار هموطنان عزیز قرار داده شده است
نظر

برهنه بودن خانواده می تواند به دلیل ارزش های فرهنگی یک موضوع منحرف کننده ای باشد، ولی نیمه برهنه بودن اعضای خانواده (تفاوت محرم و نامحرم ) در کنار یکدیگر یک مورد کامل عادی و صحیحی می باشد.

در کل این مقاله برهنه بودن به معنی نداشتن حجاب برای محارم است و با برهنگی به معنی دیدن اندام جنسی متفاوت است.

کودکان باید بیاموزند که برهنه بودن و نداشتن حجاب والدین باید برایشان طبیعی باشد و نیاز جنسی نسبت به اعضای خانواده پیدا نکنند.

در واقع در نظر گرفتن برهنگی به عنوان یک حالت طبیعی و نرمال می تواند به کودکان شما کمک کند تا یک تصویر بدنی سالمی را به دست بیاورند و زمانی که به سن رشد می رسند، قرار ملاقات های (عشقی) سالمتری داشته باشند.

با این وجود، تمرین برهنه بودن در خانواده به صورت ایمن اهمیت زیادی دارد. شما می توانید این کار را از طریق آموزش دادن به کودکتان در مورد برهنه بودن، مشخص کردن قواعد و محدودیت ها و شناسایی مشکلات بالقوه انجام دهید.

روش اول :

1-آموزش دادن به کودکان در مورد برهنه بودن و نداشتن حجاب محارم در خانه

ممکن است کودک با مادر خود به حمام برود و چیزهایی ببینید این امر باید برایش طبیعی باشد و حس خاصی به او منتقل نشود.

2-به فرزندتان آموزش دهید که برهنه بودن یک مورد طبیعی می باشد و مربوط به سکس نیست.

بر اساس فرهنگی که شما در آن زندگی می کنید، ممکن است برهنه بودن را به عنوان یک مورد جنسی در نظر بگیرید. با این وجود، این حالت طبیعی ترین حالت ممکن می باشد.

زمانی که شما در کنار فرزندانتان برهنه هستید، یک رفتار طبیعی و نرمالی داشته باشید.

آنها را تشویق کنید که برهنه بودن را به عنوان یک بخش مهمی از هویت انسانی در نظر بگیرند، نه به عنوان یک کار جنسی.

برهنه بودن لزوما به معنای تحریک جذابیت جنسی نیست. در خانواده خودتان سکس و برهنه بودن را از هم جدا کنید تا بی حجاب بودن در محیط خانوادگی به صورت مناسبی تمرین شود.

هشدار: بهترین حالت این است که حالت بی حجاب بودن خانواده در خانه را در زمانی که بچه های شما در سنین پایینی هستند، به آنها آموزش دهید.

در صورتی که شما بچه های بزرگی داشته باشید، باید بی حجاب بودن را در زمانی تمرین کنید که این بچه ها در کنار شما نباشند، هر چند که آنها با این موضوع هیچ نوع مشکلی نداشته باشند.

3- برهنه بودن ایمن در مقابل جنس مخالف را از سنین اولیه آموزش دهید.

یکی از بزرگترین چالش های خانواده، عبارت از سر و کار داشتن با جنسیت های متفاوت می باشد. کودکان سوالات زیادی دارند و ممکن است برخی افراد در کنار شما راحت نباشند.

نحوه برهنه بودن در مقابل جنس مخالف را از همان اوایل کودکی یا هر چه زودتر به فرزندانتان آموزش دهید.

به سوالات فرزندانتان در مورد تفاوت های مربوط به بدن اعضای مختلف خانواده، همانند اندام های جنسی و موی بدن، پاسخ دهید. شاید شما این پاسخ را بدهید که “من موی بیشتری نسبت به شما دارم، چرا که من بالغ و بزرگ هستم.

شما هم در آینده مو خواهید داشت” یا “شما یک آلت تناسلی مردانه دارید و خواهر شما واژن دارد، به همین دلیل آلت تناسلی شما با هم متفاوت است.”

توضیح بدهید که در رابطه با لمس کردن، چه چیزی مناسب و چه چیزی نامناسب می باشد.

ممکن است بگویید که “لمس کردن شما به نحوی که منجر به ایجاد ناراحتی در شما شود، یک مورد مناسبی نمی باشد. همچنین هیچ شخصی نباید این بخش از بدن شما را لمس کند.”

دیده شدن بدن والدین به صورت لخت توسط فرزندان، در صورتی که به صورت سکسی نباشد و کودک مشکلی در رابطه با آن نداشته باشد، هیچ نوع ایرادی ندارد.

4-در حین بی حجاب بودن در خانه، تصویر بدنی سالم را برای فرزندانتان آموزش دهید.

یکی از مهمترین مزیت های تمرین کردن بی حجاب بودن خانواده، ایجاد یک تصویر بدنی سالم و مناسب برای کودکتان می باشد.

زمانی که شما در کنار آنها برهنه هستید، راحت باشید و به بدن خودتان افتخار کنید. علاوه بر این، زمانی که در کنار فرزندانتان قرار دارید، هیچ وقت نسبت به بدن خودتان انتقاد نکنید.

به جای اینکه بگویید “این کاش از دست این شکم راحت می شدم”، بگویید که “من خوشحالم که بدن من توانسته است تو را به دنیا بیاورد.”

5-زمانی که در یک جمع خانوادگی قرار دارید، از بروز تمایلات جنسی اجتناب کنید.

هر چند که احساسات جنسی یک مورد عادی و سالمی می باشند، ولی فقط باید در جاهای خلوت این احساسات را بروز دهید.

در غیر این صورت ممکن است که بچه های شما در رابطه با موارد درست و نادرست دچار اشتباه شوند.

در صورتی که شما تحریک شده باشید، آلت تناسلی خودتان را بپوشانید یا با آوردن یک بهانه ای به یک اتاق دیگری بروید.

همچنین در زمانی که فرزندانتان در کنارتان قرار دارند، هیچ وقت همسر خودتان را به صورت سکسی لمس نکنید.

برای مثال زمانی که فرزندانتان در کنارتان قرار دارند، پستان همسرتان را فشار ندهید یا اندام های تناسلی وی را لمس نکنید. شاید فرزندانتان فکر کنند که آنها هم باید این کار را انجام دهند، چرا که شما این کار را برایشان مدلسازی می کنید.

نویسنده : همسرانه


نظر

معمولا اعضای خانواده بهترین انتخاب ممکن برای کمک گرفتن در حین مواجه شدن با مخارج پیشبینی نشده می باشند.

همواره درخواست کردن منجر به ایجاد یک احساس نامناسبی می شود، ولی برای اینکه بتوانید این کار را به صورت راحت تری انجام دهید، باید در مورد نیازتان به پول صادق باشید.

با خانواده تان در یک جا بنشینید و در مورد مقدار پولی که نیاز دارید و نحوه پس دادن آن، یک بحث جدی داشته باشید. یک توافق نامه کتبی را تهیه کنید تا در نتیجه آن هم شما و هم خانواده تان احساس راحتی بکنید و همچنین یک درک مناسبی از موقعیت شما به دست بیاید.



آماده شدن برای درخواست پول از خانواده

1. قبل از آنکه از یک فردی درخواست پول کنید، هزینه های موجود را حساب کنید.

عادت های مالی خودتان را تجزیه و تحلیل کنید. قرض هایی که دارید و مخارجی که هر ماه دارید را بررسی کنید.
یک سری روش هایی را برای کاهش مخارج و به دست آوردن پول بیشتر پیدا کنید. هر ماه یک بودجه شخصی را برای خودتان تنظیم کنید و آن را رعایت کنید.

شما برای ارائه یک درخواست قابل قبول به خانواده تان، باید تا حد ممکن شناخت بیشتری نسبت به موقعیت مالی تان داشته باشید.

برای مثال، در صورتی که شما برای غذا خوردن در رستوران ها پول زیادی را خرج کنید، سعی کنید که با آشپزی کردن در خانه و استفاده کردن از مواد ارزان، هزینه تان را کاهش دهید.

2. از افراد مورد اعتماد، درخواست وام کنید.

اکثر افراد برای درخواست پول، قبل از هر فردی به پدر یا مادر خودشان مراجعه می کنند.

در صورتی که روابط مناسبی با آنها داشته باشید، در این صورت شرایط خوبی خواهید داشت! شما و فرد دیگری از خانواده تان که از او درخواست پول کرده اید، نیاز دارید که به یکدیگر اعتماد کنید و به راحتی بتوانید یک ارتباط صریح و مشخصی برقرار کنید. درخواست کردن از فامیل های دور یک ایده مناسبی نخواهد بود، مگر اینکه هر دو شما یک رابطه خوبی با هم داشته باشید.

هر چقدر که اعتماد بیشتری در رابطه شما و یک فرد دیگر وجود داشته باشد، احتمال اینکه بتوانید از وی یک وامی بگیرید، بیشتر خواهد بود.

شما می توانید یک نامه ای بنویسید یا به صورت تلفنی صحبت کنید، ولی داشتن یک ارتباط رو در رو موثرتر می باشد.

3. از افرادی که وضعیت مالی مناسبی ندارند، درخواست پول نکنید.

در مورد وضعیت مالی فرد مورد نظرتان فکر کنید.
درخواست پول از شخصی که دارای وضعیت مالی مناسبی نیست، یا دارای یک شغل ثابتی نیست و یا فردی که هزینه های پزشکی زیادی دارد، به عنوان یک بی احترامی در نظر گرفته خواهد شد. سعی نکنید به افرادی که تحت فشار قرار دارند، فشار بیشتری بیاورید.

بهترین دوست شما می تواند شخصی باشد که بیشترین اعتماد را نسبت به وی دارید، ولی در زمانیکه این فرد در مورد پرداخت قبض ها و بدهی هایش با مشکل مواجه باشد، درخواست پول از وی یک درخواست نامناسبی خواهد بود.



درخواست وام

1. در مورد دلیلتان برای درخواست وام، بحث کنید.

به فرد مورد نظرتان بگویید که باید یک مورد جدی را با آنها مطرح کنید. سعی کنید در یک محیط آرام با وی صحبت کنید تا بتوانید به صورت دقیقی توضیح بدهید که چرا به پول نیاز دارید.
صداقت باعث می شود که حتی در صورتی که خانواده تان تمایلی نسبت به وام دادن پول نداشته باشند، یک اعتماد و ارتباط مناسبی مابین شما ایجاد شود.

برای مثال، به آنها بگویید که "من باید پول زیادی را به دلیل وام مدرسه پرداخت کنم و برای پرداخت اجاره این ماهم، پول کافی ندارم."

2. مقدار دقیق پولی که نیاز دارید را از فرد مورد نظرتان درخواست کنید.

در صورت امکان، به همراه داشتن یک کپی از مخارج موجود، همانند یک قرض یا یک قرارداد اجاره، می تواند در این کار به شما کمک کند.
در حالیکه درخواست پولی بیشتر از پول مورد نیازتان یک مورد نامناسبی است، ولی درخواست وام دوم به دلیل کم بودن مقدار وام اول باعث خواهد شد که به عنوان یک فرد بی مسولیت در نظر گرفته شوید.

برای مثال، بگویید که "من برای اینکه آخر هفته به کنسرت بروم، می خواهم از شما 20 دلار قرض بگیرم."

3. برای وام های بزرگ، یک بودجه مخارج تهیه کنید.

زمانیکه نیاز داشته باشید برای پرداخت چند قبض یا یک وام تجاری، پول زیادی را قرض بگیرید، در مورد نحوه استفاده کردن از این پول برنامه ریزی مناسبی داشته باشید.
داشتن یک برنامه مشخص و دقیق باعث خواهد شد که فرد وام دهنده در مورد مسولیت پذیر بودن شما متقاعد شود. همچنین این کار باعث خواهد شد که درست و دقیق بودن برنامه مالی تان را مجددا چک کنید.

برای مثال، بودجه شما می تواند به این صورت باشد: 200 دلار برای قبض برق، 100 دلار برای وسایل خواربار و 50 دلار برای مخارج مسافرت.

4. توضیح بدهید که شما برای برگرداندن پول چقدر زمان نیاز دارید.

برای تخمین زمان بازپراخت، بودجه شخصی و برنامه تجاری خودتان را بررسی کنید.

این مدت زمان به اندازه وام دریافت شده و مقدار پولی که هر ماه به آن دسترسی دارید، بستگی خواهد داشت. شاید نیاز باشد که بودجه خودتان را دوباره بررسی کنید و هزینه های خودتان را کاهش دهید تا بتوانید در سریع ترین زمان ممکن بدهی تان را پرداخت کنید.

برای مثال، قرض گرفتن مقدار کمی پول برای پرداخت هزینه شام، می تواند در طول یک هفته بازپرداخت شود ولی بازپراخت یک وام تجاری بزرگ می تواند چند ماه یا چند سال به طول بکشد.

درخواست پول صرف نظر از میزان وام و میزان صمیمی بودنتان با فرد وام دهنده، باید به عنوان یک وام تجاری در نظر گرفته شود و برنامه ریزی دقیقی برای بازپراخت آن وجود داشته باشد.

5. یک برنامه بازپرداخت تهیه کنید.

در مورد مدت زمانی که برای بازپرداخت پول نیاز دارید، بحث کنید. در صورتیکه پول زیادی را قرض گرفته باشید، شاید بتوانید که این پول را سریع برگردانید.

با مشورت خانواده خودتان حداقل مقدار پولی که در یک دوره زمانی مشخص، برای مثال هر ماه، می توانید پرداخت کنید را مشخص کنید.

داشتن یک برنامه باعث می شود که برای دستیابی به اهدافتان در یک مسیر مناسبی قرار بگیرید. این برنامه به شما کمک می کند تا بازپرداخت پول یا قرار دادن آن در بودجه خودتان را هیچ وقت فراموش نکنید.

خلاق باشید! همچنین ممکن است خانواده تان از شما انتظار داشته باشند که برای بازپرداخت وام دریافتی، کارهای عجیب و غریبی همانند چمن زنی را هم انجام بدهید.

6. پیشنهاد پرداخت بهره بدهید.

این نکته را در نظر داشته باشید که سایر اعضای خانواده به جای استفاده از پول برای خودشان، در نتیجه وام دادن به شما یک ریسکی را می پذیرند.

بهره بانکی مقدار پولی که وام گرفته اید را محاسبه کنید. یک نرخ بهره پایین 1 یا 2 درصدی را در نظر بگیرد و پول های پرداختی ماهیانه تان را به این میزان افزایش دهید.

پرداخت بهره یک روش مناسبی برای نشان دادن قدردان بودنتان نسبت به کمک اعضای خانواده می باشد.

7. دیرکردهای مربوط به پرداخت ها را در نظر بگیرید.

در مورد کارهایی که در صورت دیرکرد پرداخت ها انجام خواهید داد، بحث کنید. میزان پرداخت اضافی در صورت دیرکرد به شما و خانواده تان بستگی دارد.
می توانید به آنها بگویید که در صورت دیرکرد، پرداخت بعدی تان یک مقدار بیشتر خواهد بود. باید یک نوع جریمه ای در نظر بگیرید که شما را به پرداخت به مواقع وام ها و قسط هایتان تشویق کند.

برای مثال، شما می توانید انجام دادن یک کار یا یک مساعدت به خانواده، همانند نگهداری کردن از برادر کوچکتان را به عنوان جریمه دیرکرد در نظر بگیرید.

مشخص کردن پیامدهای مربوط به دیرکرد نشان می دهد که شما در این کارتان جدی هستید و همچنین به شما کمک می کند که یک ارتباط صریح و مشخصی در مورد مسائل سخت داشته باشید.


نظر

هر چند که ما خودمان دوستانمان را انتخاب می کنیم، ولی هیچ نقشی در انتخاب خانواده مان نداریم.

معاشرت کردن با برخی از اعضای خانواده که رفتار نامناسب و گستاخانه ای دارند، یک شرایط سختی را ایجاد می کند؛

با این وجود، شما به جای عصبانی شدن و قطع رابطه تان با این افراد، باید نحوه برخورد با آنها را یاد بگیرید.

چه در شرایطی که فقط یک بار در طول هر سال با این فرد برخورد داشته باشید و چه در شرایطی که این فرد را هر روز ببینید، باید یک سری اقدامات مناسبی را برای حفظ کردن سلامت روانی خودتان و روابط خانوادگی موجود انجام دهید.
در انجام کارهای مربوط به خانواده، از وی اجتناب کنید

1? به یک جای دیگری بروید.

معمولا نیاز است که خانواده در یک جای بزرگی جمع شوند، هر چند که ممکن است چنین جایی در دسترس نباشد.

شما در این جمع ها به راحتی و از طریق تغییر دادن موقعیت خودتان می توانید از این فرد گستاخ دوری کنید.

سعی کنید که در حین برخورد با این فرد مودب باشید، با او دست بدهید و بخندید؛ شما مجبور نیستید که کار دیگری انجام دهید.

سعی کنید در یک مکانی قرار بگیرید که صدا این فرد به گوش شما نرسد.

حتی در صورتی که جای خودتان را تغییر دهید، همچنان این امکان وجود دارد که یک حرف ناراحت کننده ای را بشنوید.

می توانید به داخل یک اتاقی بروید که صدای این فرد در آنجا شنیده نشوید یا در صورتیکه با این فرد در یک اتاق باشید، می توانید در نزدیکی در خروجی این اتاق قرار بگیرید تا حرف های بیان شده توسط این فرد کمتر شما را اذیت کند.

در صورتیکه مجبور باشید که این فرد را هر روز ببنید، برای مثال برادر یا خواهر شما باشد، سعی کنید مدت زمان کمتری در کنار وی بمانید.

برای مثال، سعی کنید که بعد از مدرسه در فعالیت های فوق برنامه ای شرکت کنید تا فقط در موقع شام خوردن برادر گستاخ و خشن خودتان را ببیینید.

2? در صورتیکه یک مکالمه ناراحت کننده ای مابین شما صورت بگیرد، موضوع مورد بحث را تغییر دهید.

افراد گستاخ در اغلب مواقع از طریق انجام دادن یک سری واکنش ها سعی می کنند که توجه سایر افراد را به خودشان جلب کنند.

در صورتیکه نسبت به موضوعات مورد علاقه این فرد مطلع باشید، سعی کنید که از طریق انجام دادن مکالمات بی تاثیر و بی طرفانه ای که هیچ نیازی به اظهار نظر یا واکنش این فرد ندارند، از صورت گرفتن واکنش های نامناسب توسط این فرد جلوگیری کنید.

برای مثال، از بیان کردن دیدگاه های سیاسی اجتناب کنید و در مورد موضوعاتی(همانند اصلاحات جدیدی که در خانه صورت گرفته است) بحث کنید که این فرد به آن علاقمند است و یک دیدگاه مثبتی نسبت به آن دارد.

می توانید بگویید که “این یک مسئله سختی است و من قبل از نظر دادن باید در مورد آن مطالعه کنم.

من اخیرا یک مقاله ای در مورد درست کردن یک کشتی بزرگ مطالعه کرده ام. به نظر شما چقدر طول می کشد تا بتوانید یک کشتی درست کنید؟”

در صورتیکه شما به صورت روزمره با این فرد گستاخ برخورد داشته باشید، سعی کنید که رابطه صمیمی خودتان را با وی حفظ کنید.

به منظور ایجاد رابطه بهتر با این فرد، در مورد علایق یا موارد نفرت انگیز مشترک صحبت کنید.

3? سعی کنید که از طریق مشغول کردن این فرد به یک فعالیتی، توجهش را منحرف کنید.

بر مبنای بزرگ بودن جمع های خانوادگی، یک سری فرصتی های برای جدا شدن از این فرد و شروع کردن یک فعالیت وجود خواهد داشت.

در جمع های خانوادگی بزرگ نیاز خواهد بود که چند فرد بزرگسال از کودکان مراقبت کنند، آنها را برای خوردن غذا آماده کنند، یا خانه را تمیز کنند.

مشغول کردن این فرد به این فعالیت ها باعث خواهد شد که سرگرم شود و شما را اذیت نکند.

برای مثال، از این فرد بخواهید که در مورد مشکلی که ماشینتان پیدا کرده است به شما کمک کند، یا در نوسازی خانه به شما کمک کند یا اینکه با کودکان بازی کند.

این فرد را در فعالیت هایی مشغول کنید که نتواند افراد بیشتری را ناراحت کند.

در صورتیکه از این فرد بخواهید در فعالیت هایی مشارکت کند که دارای تعاملات اجتماعی زیادی هستند، ممکن است که یک موقعیت تنش زایی را ایجاد کنید.

به منظور دور شدن از برادران یا خواهران گستاخ و خشن، به کارهای خانه مشغول شوید یا یک سرگرمی جدیدی داشته باشید.

ولی کار بهتری که می توانید انجام دهید عبارت از مشغول کردن این فرد مشکل زا به کارهای خانگی یا یک سرگمی می باشد که از آن لذت می برد.

برای مثال در صورتی که برادر گستاخ شما به کتاب های خاص یا بازی های ویدئویی علاقمند باشد، چند نوع کتاب و بازی ویدئویی را در اختیار وی قرار دهید تا سرگرم شود.
مقابله با این فرد

1? در رابطه با موارد قابل قبول، صریح و قاطع باشید.

مشخص کنید که کدام یک از کارهای صورت گرفته توسط این عضو خانواده منجر به اذیت شما می شود.

منطقی باشید و تفکرات خودتان را به صورت صریح و صادقانه بررسی کنید.

در صورتیکه این روش در مورد شما مفید باشد، سعی کنید که تفکرات خودتان را با یکی از دوستان یا اعضای خانواده (غیر از آن فرد خاص) قابل اعتماد در میان بگذارید.

در طول چند شب و قبل از خوابیدن در مورد عواطف خودتان فکر کنید تا نسبت به دقیق و منطقی بودن آنها مطمئن شوید.

مشخص کردن احساسات خودتان به شما کمک خواهد کرد تا یک راه حل مناسبی را برای مشکل موجود پیدا کنید.

به روز رسانی شده در: 17 اکتبر 2019 , ترجمه : مشاور کو

 


نظر

شما در مورد انتخاب خانواده خودتان حق هیچ نوع انتخابی را ندارید، ولی نحوه تاثیر اعضای خانواده تان بر روی شما یک موضوعی می باشد که شما در آن حق انتخاب دارید.

به منظور اینکه بتوانید بدون دریافت حمایت از طرف خانواده یک زندگی خوبی داشته باشید، باید رابطه تان را با دوستان و آشنایان خودتان افزایش دهید.

از طریق عضو شدن در باشگاه های محلی و یادگیری فعالیت های جدید، خودتان را سرگرم کنید.

در کل سعی کنید که مدت زمان کمتری را در کنار افراد منفی، که شامل اعضای خانواده تان هم می باشند، سپری کنید و در مورد رفتارهایی که قبول خواهید کرد یا قبول نخواهید کرد، یک سری محدودیت هایی را مشخص کنید.

ایجاد یک محیط اجتماعی حمایت کننده

1. به دوستانتان اعتماد کنید.


در صورتی که افراد نزدیکتان به شما آسیب زده باشند، نکته مهمی که همواره باید مد نظر داشته باشید عبارت از احتمال وجود داشتن رفتارهای مثبت و خوب در سایر افراد می باشد.

در مورد کارهایی خوبی که سایر افراد برای شما انجام داده اند، فکر کنید.

شاید نوشتن این موارد و مرور کردن آنها باعث شود که مجددا به سایر افراد اعتماد کنید. بعد از این کار، به دنبال دوستانی باشید که علایق مشترکی با شما دارند و می توانند در دستیابی به اهداف زندگی تان به شما کمک کنند.

بعد از آنکه در مورد دوستانتان یک مقدار شناخت به دست بیاورید، بیان کردن نگرانی تان در مورد اعتماد به سایر افراد می تواند یک مورد مناسبی باشد.

همچنین در صورتی که دوستانتان یا سایر افراد بخواهند که بستگان شما را ببینند، می توانید بگویید که "من مطمئن نیستم که این کار خوب باشد؛ در یک فرصت مناسب دلیل این مورد را به شما بیان خواهم کرد."

در صورتی که با خانواده تان زندگی می کنید، سعی کنید که در یک جای دیگری با دوستانتان ملاقات داشته باشید. این کار باعث خواهد شد که یک فاصله ای مابین این دو گروه ایجاد شود. همچنین شما می توانید همواره به صورت آنلاین با دوستان خودتان چت کنید و از داشتن ملاقات رو در رو با دوستانتان امتناع کنید.

2. برنامه ریزی تان به نحوی باشد که شب ها را در بیرون از خانه بمانید.

سعی کنید که به عنوان یک گروه، فعالیت های جدید و سرگرم کننده ای را با هم انجام دهید.

این تجربیات باعث خواهند شد که شما با هم ارتباط برقرار کنید و همچنین باعث خواهد شد در زمان هایی که کنار دوستانتان قرار می گیرید، حرف های زیادی برای گفتن داشته باشید.

در صورتی که دوستتان مشغول کارهای دیگری باشد، خودتان تنهایی برای شام خوردن یا فیلم دیدن به بیرون بروید. همچنین لذت بردن از مصاحبت کردن با دیگران هم اهمیت زیادی دارد.

در صورتی که شما دارای خانواده بزرگی باشید و به حمایت شدن از طرف سایر افراد عادت کرده باشید، تشویق کردن خودتان برای انجام دادن برخی فعالیت ها به صورت مجزا یک ایده خوبی خواهد بود.

این کار منجر به ایجاد اعتماد به نفس در شما خواهد شد و به شما اثبات خواهد کرد که خودتان هم می توانید تقریبا همه کارها را به تنهایی انجام دهید.

همچنین یک سری فعالیت های تک به تک یا گروهی کوچکی انجام دهید، همانند ملاقات کردن با یک دوست در کافه یا پیاده روی کردن به همراه یک فرد دیگر.

این فعالیت ها باعث خواهند شد که آرامش بیشتری به دست بیاورید و تمرکز بیشتری بر روی مکالمه تان داشته باشید.

این کار از طریق تقویت نقاط مشترک به شما کمک خواهد کرد تا یک سری روابطی ایجاد کنید و آن را تقویت کنید؛ همچنین این فعالیت ها به شما کمک خواهند کرد تا قابل اعتماد بودن یک فردی را تشخیص دهید.

3. دعوت های صورت گرفته را بپذیرید.

در صورتی که برخی از دوستانتان از شما بخواهند که یک فعالیتی را با هم انجام دهید یا به یک کلاسی بروید، با پیشنهاد آنها موافقت کنید.

در صورتی که به دوستانتان نشان دهید که می توانند در زمان های خوب به شما دسترسی داشته باشند، احتمالا این کار باعث خواهد شد که در موقعیت های سخت هم به شما اعتماد کنند.

همچنین موافقت کردن با پیشنهادات آنها باعث خواهد شد که آنها شما را به عنوان فردی در نظر بگیرند که می توانند با آن فرد صحبت کنند و یک سری کارهای سرگرم کننده ای را به همراه آن فرد انجام دهند.

از طریق موافق کردن با پیشنهادات بیان شده، طرف مقابلتان را ترغیب به ارتباط برقرار کردن با خودتان کنید.

در صورتی که نتوانید با درخواست آنها موافقت کنید، در همان مکالمه با هم برای انجام دادن همان فعالیت (یا یک فعالیت دیگر) در یک زمان مناسب دیگری برنامه ریزی کنید تا به آنها نشان بدهید که رابطه تان با این فرد برای شما اهمیت دارد.

همچنین این بدان معناست که شما می توانید وی را به عنوان یک منبع عاطفی و مورد اعتماد در نظر بگیرید.

کارهای صورت گرفته از دوستتان را جبران کنید. در صورتی که دوستتان شما را به بیرون رفتن دعوت کرده باشد، سعی کنید که شما هم وی را به یک کار دیگری دعوت کنید.

برای مثال می توانید وی را دعوت کنید که با هم به یک رستوران جدید بروید. یا می توانید همراه با هم به خرید بروید.

همچنین مشغول نگه داشتن خودتان باعث خواهد شد که ذهنتان درگیر مسائل خانواده نباشد.

4. به باشگاه های سرگرمی ملحق شوید.

در صورتی که شما با خانواده تان زندگی کنید یا در سن مدرسه باشید، مشارکت کردن در چنین باشگاه هایی یک فرصتی را برای شما ایجاد خواهد کرد تا در بیرون از خانه، لحظات مثبت و خوبی را داشته باشید.
همچنین زمانی که بیرون از مدرسه هستید، نحوه و میزان اجتماعی شدن و گسترش دادن محیط اجتماعی خودتان در خارج از محیط خانوادگی، به خود شما بستگی دارد.

به دنبال پیدا کردن یک سری از گروه های آنلاین موجود در محل زندگی خودتان باشید که علایق و سرگرمی های مشترکی با شما دارند.

برای مثال، در صورتی که شما اسب دوست داشته باشید، سعی کنید که به یک گروه اسب سواری موجود در محل خودتان بپیوندید.

یا با مرکز سرگرمی محلی خودتان ارتباط برقرار کنید و در مورد تیم های ورزشی داخلی بزرگسالان اطلاع کسب کنید.

این نوع فعالیت ها می توانند شما را در عصر ها و آخر هفته هایی که بیکار هستید و برنامه خاصی ندارید، مشغول و سرگرم نگه دارند.

همچنین شما برای دریافت حمایت اضافی می توانید به یک گروه کلیسایی محلی ملحق شوید.

این کار برای ایجاد یک آرامش مناسب به منظور فکر کردن در مورد منافع شخصی هم مفید می باشد.

5. به منظور یادگیری موارد جدید، در کلاس های مختلفی شرکت کنید.

انسان از مدت ها قبل به این شناخت دست یافته است که انجام دادن وظایف جدید باعث می شود که ذهنش سرزنده و مشغول باشید.

با این جود، این کار از طریق تقویت کردن اعتماد به نفس شما و توانایی مربوط به حل مسئله، برای بهزیستی عاطفی شما هم مناسب خواهد بود.

به صورت آنلاین در مورد کلاس های بزرگسالان یا سالمندان ارائه شده در منطقه خودتان تحقیق کنید. یا در صورتی که یک فرد جوانی باشید، در یک سری فعالیت های سرگرم کننده که برای افراد جوان در نظر گرفته شده اند، شرکت کنید.

شرکت کردن در یک کلاس ورزشی، همانند یوگا همچنین به شما کمک می کند تا یک بدن سالم و فعالی داشته باشید.

همچنین درخواست کمک کردن از یک فرد باتجربه در این کلاسها یک روش مناسبی برای گسترش دادن محیط اجتماعی تان می باشد که در خارج از محیط خانوادگی دارید.

در صورتی که فکر می کنید اعضای خانواده تان از ماجراجویی های جدیدتان حمایت نخواهند کرد، در رابطه با این موارد با آنها بحث نکنید. شما در حین تجربه کردن موارد جدید در یک موقعیت مخاطره آمیز قرار خواهید گرفت و نیاز دارید که اظهارنظرهای مثبت و روحیه بخشی را بشنوید.

در صورتی که شما یک فرد جوانی باشید و همچنان با خانواده تان زندگی کنید، شاید برای تامین هزینه های مربوط به این تجربیات رسانه ای اضافی مجبور باشید که یک کار نیمه وقتی را انجام دهید. این موقعیت می تواند یک فرصت مناسبی برای شما باشد.

مشغول شدن به یک کار باعث خواهد شد که شما برای یک مدت زمانی دور از محیط خانواده خودتان باشید و همچنین می توانید با همکاران خودتان رابطه دوستی برقرار کنید!

6. برای موارد مختلفی داوطلب شوید.

این کار باعث خواهد شد که در یک زمان خاصی مشاهده کنید که هر فردی دارای شرایط متفاوتی می باشد. همچنین ممکن است که شما در حین داوطلبانه انجام دادن یک کاری علایق جدیدی پیدا کنید، علایقی همانند آشپزی کردن یا نقاشی کردن.

به منظور داوطلب شدن برای فعالیت هایی که در منطقه خودتان وجود دارد به صورت آنلاین جستجو کنید و به منظور کسب اطلاعات بیشتر، به صورت مستقیم با این آژانس ها ارتباط برقرار کنید.

نسبت به این موضوع مطلع باشید که داوطلب شدن در برخی گروه های خاص، همانند گروه مربوط به افرادی که با خشونت خانوادگی مواجه هستند، باعث اجبار شما برای برقراری ارتباط نزدیک تر با خانواده خواهد شد.

به جای داوطلب شدن در چنین فعالیت هایی سعی کنید در مواردی داوطلب شوید که منجر به بهبود وضعیت روانی شما می شوند و همچنین به شما کمک می کنند.


جدا شدن از یک چرخه منفی

1. یک فاصله ای مابین خودتان و بستگانتان ایجاد کنید.

در صورتی که با خانواده تان زندگی می کنید، سعی کنید از مکان های مشترک، همانند اتاق نشیمن، دوری کنید. در صورتی که به صورت مستقل زندگی می کنید، سعی کنید خانواده تان را کمتر ببینید.

از پاسخ دادن به تماس های تلفنی و پیام های متنی بیش از پیش اجتناب کنید.

از طریق ملاقات نداشتن با اعضای خانواده یا دعوت نکردن از آنها، فاصله فیزیکی بیشتری مابین خودتان و خانواده تان ایجاد کنید. شما انرژی محدودی دارید و جدا کردن افراد منفی از زندگی تان باعث خواهد شد که انرژی بیشتری را صرف افراد مثبت کنید.

در صورتی که بستگان شما دلیل فاصله ایجاد شده را از شما بپرسند، می توانید به آنها بگویید که "اخیرا برنامه من خیلی شلوغ شده است" و از آنها جدا شوید.

این نکته را در نظر داشته باشید که زمانیکه یک سری افراد به دریافت یک پاسخ خاص از شما عادت کرده باشند و به صورت ناگهانی چنین پاسخی از طرف شما بیان شود، طبیعی خواهد بود که آنها قبل از پذیرفتن این پاسختان تلاش کنند که آن را تغییر دهند. زمانیکه تلاش می کنید که یک فاصله ای را مابین خودتان و یک سری از افراد ایجاد کنید، خودتان را برای چنین فشارهایی آماده کنید.

2. گفتن "نه" را به یاد داشته باشید.

بخشی از فرآیند مربوط به ایجاد مرزها و محدودیت ها عبارت از یادگیری مواردی می باشد که دوست دارید یا دوست ندارید در مورد افراد خاصی انجام بدهید.

در صورتی که شما مجبور به نگه داشتن یک رابطه ای با یک فردی باشید، شاید خودتان بخواهید یک سری برنامه هایی را مشخص کنید.

در این صورت برنامه ریزی ها بر مبنای شرایط شما و جایی که در آن راحت هستید، صورت خواهند گرفت و همچنین مدت زمان محدودی به طول خواهند کشید.

در صورتی که اعضای خانواده تان از شما بخواهند که یک کاری را انجام بدهید که به یک نحوی برای بهزیستی تان مضر می باشد، فقط به آنها "نه" بگویید. این احساس را نداشته باشید که باید به آنها توضیح دهید، چرا که زمان شما متعلق به خودتان می باشد.

البته اگر شما با خانواده تان زندگی کنید، با قواعد و درخواست های بیشتری از طرف آنها مواجه خواهید شد.

بنابراین در حین گفتن "نه" با احتیاط عمل کنید و این پاسخ شما (در حالت امیدوارانه) جدی گرفته خواهد شد.

3. در کلاس های سرپرتی شرکت کنید.

در صورتیکه نگران نوع زندگی خانوادگی تان باشید که والدینتان ایجاد کرده اند، می توانید از طریق مشارکت کردن در کلاس های مربوط به مراقبت از کودک یا سرپرستی، ترس های خودتان را کاهش دهید و یک سری موارد مناسبی را آموزش ببینید. این مربی ها به شما نشان خواهند داد که یک سیکل خانوادگی منفی نباید تکرار شود.

همچنین آنها به شما آموزش خواهند داد که کدام یک از اقدامات سرپرستی مفید می باشند و کدام یک از آنها مضر هستند.

شما از طریق ارتباط برقرار کردن با بیمارستان محلی خودتان می توانید در مورد کلاس های سرپرستی موجود اطلاع کسب کنید.

به احتمال خیلی زیاد این بیمارستان ها یک سری کلاس هایی را در مورد موضوعات سرپرستی برگزار بکنند.

همچنین اکثر این کلاس ها برای افرادی که در آینده نزدیک پدر یا مادر خواهند شد، به صورت رایگان برگزار می شود.

4. به یک مشاور مراجعه کنید.

در صورتی که به مدرسه می روید، می توانید به مشاور مدرسه تان مراجعه کنید؛ معمولا این مشاوره به صورت رایگان در دسترس می باشد.

در برخی مواقع دسترسی داشتن به یک فرد بدون تعصب برای شنیدن نگرانی هایتان می تواند برای شما مفید باشد.

در صورتی که شما مدلبندی روابط خودتان با والدینتان باشید، می توانید به یک مشاور ارتباطات مراجعه کنید.

تعداد جلسات شما با مشاور به دلخواه شما خواهد بود. همچنین شما می توانید به صورت مجزا یا به همراه همسر خودتان به مشاوره مراجعه کنید

بحث کردن در مورد سابقه خانوادگی تان با یک مشاور نشان خواهد داد که عامل ایجاد روابط منفی یا مشکل زا شما نمی باشید. شما فقط در قبال انتخاب ها و اقدامات خودتان مسول هستید.

همچنین کتاب های مناسبی در این حوزه وجود دارند که نحوه مشخص کردن و اعمال کردن محدودیت ها مناسب و ایجاد روابط سالم تر را به شما آموزش می دهند. همچنین شما می توانید به گروه های حمایت کننده ملحق شوید.


نظر

روابط مابین عموزاده ها و دایی زاده ها می توانند کاملا صمیمی و عمیق باشند. شاید شما خیلی به هم نزدیک باشید، ولی به دلیل فاصله فیزیکی موجود، سوء تفاهمات موجود یا حتی به دلیل مشکلات موجود در داخل خانواده، به صورت مجزا زندگی کنید.

صرف نظر از شرایطی که در خانواده تان وجود دارد، شما می توانید یک سری کارهایی انجام بدهید که در نتیجه آن عمو زاده ها و دایی زاده هایتان شما را دوست داشته باشند و روابط موجود برای هر دو شما معنی دار و مهم شوند.
بخش یک از سه:
به دست آوردن اعتماد عمو زاده ها و دایی زاده ها

1? با آنها ارتباط برقرار کنید.

ایجاد ارتباط مجدد با عمو زاده ها و دایی زاده ها باعث خواهد شد که شما اعتماد آنها را به خودتان جلب کنید و باعث شوید که آنها دوستتان داشته باشند. سعی کنید که اولین پیام های فرستاده شده توسط شما یک سری پیام های ساده ای باشند تا عمو زاده ها و دایی زاده هایتان دچار سردرگمی نشوند.

روش های مختلفی برای ارتباط برقرار کردن با عمو زاده ها و دایی زاده ها وجود دارند که شامل نامه، ایمیل یا تماس تلفنی هستند.

همچنین رسانه های اجتماعی هم یکی دیگر از گزینه های موجود در دسترس می باشد: شما می توانید در فیس بوک با عمو زاده ها یا دایی زاده هایتان دوست شوید و آنها را در اینستاگرام دنبال کنید. حتی همین کارهای کوچک می توانند باعث شوند که در آینده ارتباط شما با آنها بیشتر شود.

سعی کنید که با یک پیام ساده شروع کنید، همانند “ما قبلا خیلی صمیمی بودیم و الان دلتنگ شما هستم.

در صورتی که شما هم تمایلی به داشتن ارتباط بیشتر داشته باشید، فوق العاده خواهد بود.” این نوع پیام باعث خواهد شد که آنها متوجه احساسات شما شوند و همچنین مسولیت برقراری ارتباطات آینده به آنها محول شود.

هیچ مورد از مشکلات قبلی یا مشکلات خانوادگی را بیان نکنید. شما در آینده، زمان و فرصت مناسبی برای مطرح کردن این موارد خواهید داشت و هر دو شما تشخیص خواهید داد که چه زمانی برای صحبت کردن در رابطه با این موارد یک زمان مناسبی می باشد.

هیچ وقت عمو زاده ها و دایی زاده های خودتان را تحقیر یا سرزنش نکنید. در صورتی که نمی توانید در مورد یک موضوع خوبی صحبت کنید، شاید بهتر باشد تا زمانی منتظر بمانید که بتوانید یک برخورد مثبت و احترام آمیزی نسبت به طرف مقابلتان داشته باشید.

در صورتی که هیچ نوع اطلاعاتی از عمو زاده یا دایی زاده تان نداشته باشید، اطلاعات مورد نیازتان را از اعضای خانواده تان بگیرید یا برای پیدا کردن ایمیل یا آدرس تلفن عمو زاده یا دایی زاده خودتان، از یک ماشین جستجو، همانند گوگل، استفاده کنید.
2? یک ارتباط برقرار کننده خوبی باشید.

تبدیل شدن به یک ارتباط برقرار کننده خوب دارای دو جنبه می باشد: صحبت کردن و گوش دادن.

با عمو زاده یا دایی زاده خودتان صحبت کنید و به حرف های وی گوی دهید. این کار به آنها نشان خواهد داد که شما در مورد ارتباط برقرار کردن و داشتن رابطه با آنها جدی هستید.

در ارتباطات خودتان ثابت قدم باشید. بعد از صورت گرفتن یک ارتباط مابین شما و عمو زاده یا دایی زاده تان، باید در ارتباطات خودتان ثابت قدم بمانید.

منظور من این نیست که شما باید بلافاصله به پیام ها و تماس های وی پاسخ دهید، ولی داشتن یک ارتباط منظم باعث خواهد شد که یک اعتمادی مابین شما صورت بگیرد.

یکی از مهمترین عوامل در به دست آوردن اعتماد عمو زاده یا دایی زاده، عبارت از گوش دادن به آنها می باشد. به آنها نشان بدهید که علایق و مشکلات آنها برای شما اهمیت دارند.

برای مثال، در صورتی که آنها در مدرسه یا با دوستان خودشان مشکل داشته باشند، در مورد احساساتشان با آنها صحبت کنید و به آنها کمک کنید که یک راه حل مناسبی برای این مشکل پیدا کنند.

همچنین به اشتراک گذاری رازهایتان با عمو زاده یا دایی زاده به شما کمک خواهد کرد تا اعتماد وی را به دست بیاورید. فقط به آنها بگویید که رازهای شما را به یک فرد دیگری نگویند، چرا که این کار می تواند منجر به ایجاد اختلافاتی شود.
3? مودب و منعطف باشید.

اجازه بدهید که عمو زاده یا دایی زاده تان در حین صحبت کردن با شما یا قرار گرفتن در کنار شما، احساس راحتی داشته باشد.

احترام گذاشتن به آنها و منعطف بودن در رفتار خودتان به شما کمک خواهد کرد تا اعتمادشان را به دست بیاورید و باعث شوید که شما را بیشتر دوست داشته باشند.

ممکن است که در ارزش ها و عقاید موجود یک سری تفاوت هایی مابین شما و عمو زاده یا دایی زاده تان وجود داشته باشد.

این تفاوت ها را شناسایی کنید و به آنها احترام بگذارید تا نشان بدهید که در مورد برقراری ارتباط با آنها جدی هستید.

مودب و احترام آمیز بودن شامل توهین نکردن به عمو زاده یا دایی زاده و سایر اعضای خانواده می باشد. همچنین سرزنش کردن آنها یا دروغ گفتن در مورد آنها یا فاش کردن رازهای آنها نشان دهنده بی احترامی شما خواهد بود.
4? در جمع های غیر خانوادگی با هم ملاقات داشته باشید.

بعد از آنکه شانس برقراری ارتباط با عمو زاده یا دایی زاده تان را به دست آورده باشید، به آنها پیشنهاد بدهید که یک سری ملاقات های شخصی با هم داشته باشید.

این ملاقات ها را در جمع های خانوادگی انجام ندهید، چرا که می تواند استرس زا باشد و مشکلات موجود را وخیم تر کند.

سعی کنید که اولین ملاقات های شما کاملا ساده باشند.

سعی کنید که برای قهوه خوردن، نارهار خوردن، فیلم دیدن یا تماشای یک رویداد ورزشی با هم ملاقات داشته باشید. بعد از آنکه چند ملاقات کوتاه مدت با هم داشته باشید، می توانید ملاقات های طولانی تری داشته باشید.
نویسنده : همسرانه


نظر

تحمل کردن یک خانواده بد همواره یک کار سختی می باشد. چنین خانواده ای می تواند انرژی فیزیکی و عاطفی شما را از بین ببرد.

در این شرایط جمع کردن خانواده در یک جا می تواند کار سختی باشد و ممکن است که مدیریت تضادهای موجود به عنوان یک مورد غیرممکن به نظر برسد.

به منظور برخورد با این شرایط، حتما یک سری محدویت هایی را مشخص کنید و از موضوعاتی که منجر به ایجاد اختلاف می شوند، اجتناب کنید.

رابطه خودتان با افراد ایجاد کننده مشکل را به حداقل برسانید و بیش از هر چیزی به خودتان اهمیت قائل شوید.

این نکته را در نظر داشته باشید که نیازها و بهزیستی عاطفی شما باید به عنوان موارد ارزشمند در نظر گرفته شوند. در حین برخورد با یک خانواده بد، حقوق خودتان را بدانید و از آن دفاع کنید.
برخورد با اتفاقات خانوادگی
انتظارات واقعی داشته باشید
انتظارات واقعی داشته باشید
1? انتظارات واقعی داشته باشید.

ممکن است که خانواده های بد و وظیفه نشناس در برابر تغییرات مقاومت کنند. در زمانیکه وارد یک جمع خانوادگی می شوید، همواره بر روی انتظارات خودتان کنترل داشته باشید.

در صورتی که بپذیرید یک سری از اختلافات و مشکلات غیرقابل حل هستند، اختلاف موجود آسیب کمتری را برای شما ایجاد خواهند کرد.

افرادی از خانواده که بیشترین مشکلات را ایجاد می کنند را مشخص کنید. سعی کنید که مدت زمان کمتری از وقت خودتان را به این افراد اختصاص دهید.

برای مثال، در صورتی که مادر شما بخواهد یک مشکلی درست کند، از وی فاصله بگیرید.

انتظار نداشته باشید که یک تغییر قابل توجهی صورت بگیرد. از بین بردن چرخه وظیفه نشناسی و دارای یک کارکرد بد، یک وظیفه سختی است.

در صورتی که امکان چنین کاری وجود داشته باشد، به طور قطع زمانبر خواهد بود.

به یک رویداد یا واقعه ای که احتمالا شرایط سختی را در آن خواهید داشت، وارد شوید – در عین حال، همچنین نسبت به احتمال صورت گرفتن شرایط بهتر هم آماده باشید.

از قبل به خودتان نگویید که با شرایط مشکلی مواجه خواهید شد. امیدوار باشید که بهترین اتفاقات صورت بگیرند و در عین آن برای بدترین اتفاقات هم آمادگی داشته باشید.
برای رفتن به جمع ها و گردهمایی های خانوادگی یک فردی را با خودتان ببرید
برای رفتن به جمع ها و گردهمایی های خانوادگی یک فردی را با خودتان ببرید
2? برای رفتن به جمع ها و گردهمایی های خانوادگی یک فردی را با خودتان ببرید.

همراه داشتن یک میانجی می تواند به شما کمک کند تا در شرایط موجود وضعیت بهتری داشته باشید.

یکی از دوستان یا همسرتان را دعوت کنید تا در طول مراسمات خانوادگی در کنار شما باشد و از نظر عاطفی شما را حمایت کند.

در صورتی که یک فرد دیگری حضور داشته باشد، احتمالا خانواده تان یک برخورد بهتری با شما خواهند داشت.

آیا یک شخصی را می شناسید که بتوانید از وی دعوت کنید؟ شاید یکی از دوستانتان برنامه خاصی برای کریسمس نداشته باشد. از وی درخواست کنید تا در جشن های خانوادگی کنار شما باشد.

با این وجود، در مورد شرایط احتمالی پیشرو یک سری هشدارهایی به میانجی خودتان بیان کنید. وی را مطلع کنید که خانواده شما در برخی مواقع، می تواند یک خانواده مشکل زایی باشد.
الکل مصرف نکنید (یا کمتر مصرف کنید)
الکل مصرف نکنید (یا کمتر مصرف کنید)
3? الکل مصرف نکنید (یا کمتر مصرف کنید).

الکل منجر به تهییج عواطف و هیجان ها می شود. در صورتی که خانواده تان مشکل زا باشد، مصرف الکل زیاد می تواند منجر به افزایش اختلافات موجود شود.

همچنین این امکان وجود دارد که مصرف کنندگان الکل یک سری مشکلاتی را در خانواده ایجاد کنند.

در صورتیکه این اتفاق صورت بگیرد، صدا زدن افراد خانواده و درخواست از آنها برای مصرف نکردن الکل می تواند یک ایده مناسبی باشد.

سعی کنید که به جای الکل، از آشامیدنی های دیگری، همانند نوشابه های گاز دار، استفاده کنید.

برخی از اعضای خانواده در صورت مصرف نکردن الکل در جمع های خانوادگی و مراسمات، علاقه ای به حضور در چنین جاهایی نخواهند داشت.

چنین افرادی در این مراسمات حضور نخواهند داشت یا این مراسمات را زودتر ترک خواهند کرد.

بنابراین محدود کردن مصرف الکل یک روش مناسبی برای دور نگه داشتن افراد مشکل زا از جمع های خانوادگی می باشد.
مکالمات را از موارد اختلاف انگیز دور کنید
مکالمات را از موارد اختلاف انگیز دور کنید
4? مکالمات را از موارد اختلاف انگیز دور کنید.

در صورتی که خانواده شما دعوا کند، می توانید از طریق محدود کردن بحث ها و گفتگوها از بروز این دعواها پیشگیری کنید.

وظیفه مربوط به جمع کردن افراد در کنار یکدیگر و پیشگیری کردن از بروز هر نوع اختلافی یک وظیفه سخت و طاقت فرسایی می باشد، ولی در برخی مواقع شما ناگزیر به این کار هستید.

به مکالمات مختلفی گوش دهید و سعی کنید که در صورت نیاز، موضوع های مورد بحث را تغییر دهید.

احتمالا شما تا به حال متوجه موضوعاتی شده اید که منجر به ایجاد اختلاف و دعوا در خانواده می شوند.

برای مثال ممکن است که عموی شما، جان، به دلیل مصرف زیاد مشروبات از کارش اخراج شده باشد.

در نتیجه وی حساسیت زیادی نسبت به صحبت کردن در مورد این موضوع خواهد داشت.

به محض اینکه مطلع شوید که در مورد یک بحث اختلاف انگیز صحبت می شود، سریع واکنش نشان دهید.

برای مثال، ممکن است پدر شما بگوید که “جان، آیا اخیرا برای پیدا کردن شغل اقدام کرده ای؟ فکر کنم شش ماه است که بیکار هستی؟”

سریع دخالت کنید و بحث را از منقطه خطر و اختلاف انگیز خارج کنید. شما می توانید پیشنهاد یک بازی بدهید، همانند بازی 20 سوالی، یا اینکه موضوع را تغییر دهید.

برای مثال می توانید بگویید که “پدر، سارا برای شغل کتابفروشی انتخاب شده است. به همین دلیل او هیجان زده است.”

یک ایده مناسبی که برای این شرایط می توانید به کار بگیرید، عبارت از این است که از قبل یک سری موضوعات “مناسبی” را برای بحث کردن انتخاب کنید که همه افراد به آن علاقمند باشند و از آن لذت ببرند.

در صورتیکه خودتان دچار وحشت زدگی و فراموشی می شوید، این موارد را در گوشی تان یادداشت کنید.

5? از خودتان به خوبی مراقبت کنید.

در صورتی که دارای یک خانواده بدی باشید، ممکن است که نسبت به خود مراقبتی بی توجه باشید.

در صورتیکه بخش زیادی از وقت خودتان را صرف حل یک اختلاف بکنید، شاید نسبت به سلامت و بهزیستی خودتان بی توجه شوید.

بر روی خود مراقبتی مبنایی توجه داشته باشید. این مورد می تواند به شما کمک کند تا احساسات خودتان را کنترل کنید.

شما باید این کار را به خاطر خودتان انجام دهید. حتما غذای سالمی مصرف کنید، ورزش کنید و از بهداشت خودتان مراقبت کنید.

همچنین شما باید در فرصت های مناسب به نیازهای خودتان هم رسیدگی کنید. در صورتیکه به یک روز استراحت نیاز داشته باشید، حتما استراحت کنید.

همچنین نسبت به کارهای لذت بخش کوچک  هم بی توجه نباشید، مواردی از قبیل فیلم دیدن، رفته به کافه همراه با دوستان یا تهیه یک غذای آماده از بیرون بعد از یک روز طولانی و خسته کننده.

نویسنده: Paul Chemyak, LPC,ترجمه : مشاور کو


نظر
مدیریت مناسب مسائل مالی خانواده نقش مهمی را در ایجاد یک زندگی شاد و آرامی دارد که در آن فرد از یک نوع استقلال مالی برخوردار باشد.

عدم توانایی برای مدیریت مخارج یا توافق نداشتن در مورد تصمیمات مالی می تواند منجر به ایجاد یک سری جر و بحث هایی مابین زوجین شود که هیچ وقت خاتمه نداشته باشند.

شما به منظور عبور کردن از مشکلات مالی که در زندگی مشترکتان پیش می آیند، باید یک بودجه و برنامه مالی هماهنگی با کل اعضای خانواده داشته باشید و به صورت صریح و مشخص در مورد پول خانواده با اعضای خانواده صحبت کنید.


بخش یک هماهنگ کردن مسائل مالی خانواده


1. صریح صحبت کردن در مورد مسائل مالی خودتان.

هر چند که مسائل مالی در تمامی دوران زندگی یک موضوع مهمی است، ولی داشتن صداقت مالی قبل از ازدواج کردن اهمیت خاصی دارد.

در صورتیکه یکی از زوجین سابقه اعتباری ضعیف یا بدهی های زیادی داشته باشد
که قبل از ازدواج تصفیه نشده اند، ممکن است یک سری ناراحتی ها و مشکلاتی را در زندگی جدیدش تجربه کند.

قبل از ازدواج کردن باید با طرف مقابلتان یک ملاقاتی داشته باشید و در مورد وضعیت مالی فعلیش صحبت کنید؛ وضعیت های مالی شامل میزان درآمد این فرد، نحوه خرج کردن این درآمد، سابقه اعتباری و همچنین وام های بزرگی است که طرف مقابلتان دارد.

این کار باعث خواهد شد که شما در ادامه مسیر زندگی تان در مورد مسائل مالی صریح و صادق باشید.

2. به منظور صحبت کردن در مورد مسائل مالی، یک سری ملاقات های منظمی داشته باشید.

سعی کنید یک روز خاصی را از ماه مشخص کنید تا در آن روز در مورد مسائل مالی خودتان بحث کنید. شما می توانید در این جلسات صورت حساب بانکی یا قرض های پرداخت شده ماهیانه خودتان را به همراه داشته باشید.

از هر فرصتی که در این ملاقات به دست می آورید برای بررسی کردن مخارج ماه قبلی، مشخص کردن پیشرفتتان به منظور دستیابی به اهداف بلند مدت و پیشنهاد دادن هر نوع تغییر یا خریدهای عمده ای که می خواهید داشته باشید، استفاده کنید. تنها روشی که با استفاده از آن می توانید یک تجربه راحت و مفیدی داشته باشید، عبارت از بحث کردن منظم در مورد مسائل پولی می باشد.

3. اجازه ندهید یک فرد خاصی به تنهایی مدیر پول خانواده باشد.

در اکثر خانواده ها یک فرد خاصی مسولیت کل پول خانواده را برعهده دارد؛ با این وجود، این شرایط یک مسولیت سخت و غیر ضروری را متوجه این فرد می کند و باعث می شود که سایر افراد خانواده نسبت به موقعیت مالی موجود بی اطلاع باشند.

علاوه بر این، در صورتیکه این فرد به دلیل طلاق یا فوت شدن از خانواده جدا شود، سایر افراد خانواده نسبت به نحوه مدیریت کردن یا حتی دسترسی داشتن به پول خانواده با مشکل مواجه خواهند بود.

شما می توانید از طریق تقسیم کردن مسائل مالی مابین خودتان یا سپردن مدیریت مالی خانواده به افراد مختلف در ماه های بعدی این مشکل را رفع کنید.

شما و همسرتان باید یک سری جلساتی با متخصصان مالی، همانند کارمندان وام دهنده یا مشاوران سرمایه گذاری داشته باشید.

4. تصمیم گیری در مورد ایجاد حساب مشترک. خانواده ها گزینه های متنوعی را در مورد ایجاد حساب های مشترک دارند.

برخی از خانواده ها ترجیح می دهند که همه چیز را به صورت مشترک نگه دارند، در حالیکه سایر خانواده ها ترجیح می دهند که بیشتر حساب های مالیشان مجزا باشد.

به هر حال، حداقل یک حساب مشترکی داشته باشید تا برای پرداخت مخارج مربوط به خانه و اجاره خودتان از آن استفاده کنید.

در پایان هر ماه می توانید مخارج را تقسیم کنید و از همسرتان بخواهید که هر دوتان یک مقدار پول مشخص و مساوی را به این حساب بریزند.

داشتن حساب های مجزا می تواند از بروز جر و بحث های که به دلیل عادت های خرج کردن شخصی ایجاد می شوند، پیشگیری کند.

یک سری محدودیت هایی را در مورد میزان مخارجی که هر فرد می تواند داشته باشد، در نظر بگیرید تا هیچ فردی نتواند کل پول خانواده را خرج کند.

5. ایجاد یک اعتبار فردی.

هر چند که منابع مالی شما محدود است، ولی همچنان داشتن یک امتیاز اعتباری قوی برای هر کدام از شما اهمیت زیادی دارد.

این اعتبار نه تنها شما را نسبت به داشتن عملکرد خوب در اعتبارات مشترک مطمئن می کند، بلکه همچنین در صورتیکه شما از این حساب مشترک جدا شوید، یک سابقه اعتباری مناسبی خواهید داشت.

یکی از روش های مناسب برای مدیریت این حساب مشترک عبارت از داشتن کارت های اعتباری مجزا است که هر کدام از آنها فقط به اسم فرد استفاده کننده باشد.


بخش دو. استفاده از یک بودجه


1. انتخاب کردن یک فرمت بودجه.

قبل از ایجاد یک بودجه، باید در مورد نحوه نگهداشتن یک بودجه تصمیم گیری کنید.

در حالیکه برخی از افراد با استفاده از یک دفترچه و خودکار بودجه خودشان را مشخص می کنند، ولی سایر افراد ترجیح می هند که از یک صفحه گسترده (مانند اکسل) یا ابزارهای مالی برای مشخص کردن بودجه خودشان استفاده کنند.

یک سری نرم افزارهای رایگانی وجود دارند که نسخه آزمایشی آنها به صورت آنلاین در دسترس هستند و شما برای ایجاد یک بودجه و مدیریت آن می توانید از این نرم افزارها استفاده کنید.

در صورتیکه بخواهید به صورت کامل از خدمات این نرم افزار مالی استفاده کنید، باید هزینه آن را پرداخت کنید.

2. مشخص کردن عادت های مخارج فعلی خودتان.

به مدت یک ماه تمامی مخارج خودتان، حتی مخارج کوچک و کم اهمیتی که دارید را یادداشت کنید. مقدار هزینه های صورت گرفته و مورد استفاده شده را یادداشت کنید.

در آخر هر ماه به همراه همسرتان، هزینه هایی که داشته اید را بررسی کنید.

همچنین هزینه های عمده خودتان را هم اضافه کنید تا یک تصویر مشخص تری از پول خرج شده خانواده در آن ماه داشته باشید.

در صورت امکان مخارج خودتان را به گروه های مختلف (خانه، ماشین، غذا و غیره) طبقه بندی کنید.

بعد از آن هزینه هایی که هر کدامتان داشته اید و از محل درآمد بعد از مالیات پرداخت کرده اید را مقایسه کنید. این کار نقطه شروع شما برای مشخص کردن یک بودجه خواهد بود.

همچنین در حین بررسی کردن مخارج خودتان می توانید از صورت حساب بانکی استفاده کنید تا مطمئن شوید که در حین جمع کردن کل مخارج، یک پرداخت یا خرید آنلاینی را دوبار حساب نکرده باشید.

3. همراه با هم یک بودجه ای را ایجاد کنید.

عادت های خرج کردن همدیگر را بررسی کنید. آیا شما پس انداز دارید؟ یا اینکه مخارج شما بیشتر از درآمدتان است؟

بخش های مختلف را بررسی کنید تا مشخص کنید که آیا می توانید هزینه های خودتان را کاهش دهید.

در صورتیکه این کار امکان پذیر باشد، هزینه های کاهش یافته را پس انداز کنید یا آن را در صندوق بازنشستگی بگذارید. یک سری محدودیت هایی را بر روی گروه های خاص، همانند غذا و سرگرمی، اعمال کنید و سعی کنید که همواره این محدودیت ها را رعایت کنید.

سعی کنید که همیشه یک بودجه ماهانه ای را برای مخارج پیش بینی نشده، همانند پول مربوط به هزینه های پزشکی یا تعمیرات ماشین در نظر داشته باشید.

4. در صورت نیاز سعی کنید که بودجه خودتان را بهتر کنید و تغییر دهید.

به صورت مکرر بودجه خودتان را بررسی کنید تا مخارج غیر ضروری را کاهش دهید یا در صورت نیاز، مقدار بودجه خودتان را اصلاح کنید.

برای مثال، در صورتیکه یک بچه داشته باشید، مجبور خواهید بود که به صورت مکرر بودجه بندی خودتان را تغییر دهید.

به هر حال، به صورت مداوم به دنبال پیدا کردن بخش هایی باشید که بتوانید هزینه های آن را کاهش دهید و پس انداز خودتان را افزایش دهید.

در نهایت به این نتیجه خواهید رسید که با داشتن مخارج کمتر از سطح فعلی هم می توانید یک زندگی شادی داشته باشید.

بخش سه. پس انداز کردن برای اهداف زندگی


1. در مورد اهداف بلند مدت به همراه هم تصمیم گیری کنید.

بر روی اهداف پس اندازی خودتان، همانند پس انداز کردن برای خرید خانه، بازنشستگی، و سایر خرید های مهم خودتان، همانند یک خانه یا قایق، با هم صحبت کنید.

هر دو شما باید موافقت داشته باشید که خرید یا مخارج مورد نظرتان ارزش پس انداز کردن را دارند و همچنین باید بر روی مقدار پول مورد نیاز برای این خرید توافق کنید.

این کار به شما کمک خواهد کرد تا پس انداز ها و سرمایه گذاری های خودتان را هماهنگ کنید.

2. ایجاد یک صندوق اضطراری

همه خانواده ها باید یک صندوق پس انداز اضطراری را برای شرایط اضطراری داشته باشند.

چه کسی مطمئن است که شغلش را از دست نخواهد داد یا یک مشکل پزشکی پیشبینی نشده برایش ایجاد نخواهد شد.

یک صندوق اضطراری می تواند مانع از نیاز به قرض گرفتن در آینده شود و یک نوع امنیت و انعطاف پذیری مالی را ایجاد خواهد کرد.

کار عاقلانه ای که برخی از خانواده ها به صورت مرسوم انجام می دهند، عبارت از نگه داشتن سه تا شش ماه از حقوقشان در حساب های پس اندازی است.

با این وجود، این مقدار پس انداز بیش از نیاز برخی خانواده ها است و برای سایر خانواده ها کافی نیست. خوشبختانه یک سری ماشین حساب های مالی آنلاین در دسترس هستند که شما می تواند برای محاسبه مقدار پس انداز مورد نیازتان به منظور پوشش هزینه ها از آنها استفاده کنید.

با استفاده از یک موتور جستجو، ماشین حساب های صندوق های اضطراری را پیدا کنید.

همچنین یک نرم افزاری به اسم HelloWallet وجود دارد که کارکرد همین ماشین حساب ها را دارد.

3. بودجه خودتان را کاهش دهید.

هدف اول شما باید کاهش بودجه فعلی باشد. شما فقط از طریق تصفیه کردن وام های دانشجویی، وام های ماشین و سایر بدهی های خودتان می توانید اعتبار بیشتری به دست بیاورید و برای سایر اهدافتان پس انداز کنید.

به منظور تمام کردن بدهی های خودتان با هم همکاری کنید تا بتوانید برای هر وام، پرداخت بیشتری نسبت به حداقل پرداخت ضروری داشته باشید (پرداخت حداقلی یک مقداری است که در صورت داشتن یک پرداخت کمتر از آن، مشمول جریمه خواهید شد).

به همراه همسرتان یک برنامه خوبی را برای پرداخت وام های باقی مانده طراحی کنید. در صورت ضرورت، یکی از شما باید مسول پرداخت بدهی ها در هر ماه باشد.

4. برای دوره بازنشستگی پس انداز کنید.

زوجین باید هر چه زودتر یک برنامه مشخصی را در مورد دوره بازنشستگی خودشان مشخص کنند. دلیل این موضوع تاثیر نرخ بهره مرکب است؛ پولی که در دوره جوانی ذخیره می شود، نرخ بهره بیشتری نسبت به همان مقدار پولی دارد که در مراحل بعدی پس انداز می شود.

هر کاری که می توانید برای افزایش پس اندازهای بازنشستگی تان انجام دهید؛ شما در صورت امکان می توانید مقدار پس اندازهای بازنشستگی خودتان را به مرور زمان افزایش دهید.

شما باید قبل از اختصاص دادن بخشی از پولتان به صندوق های آموزشی فرزندانتان، برای بازنشستگی خودتان پس انداز کنید.

چرا که همواره یک سری کمک هزینه های تحصیلی و کمک های بلاعوضی برای آموزش وجود دارند، ولی برای بازنشستگی شما چنین کمک هایی وجود ندارند.

در صورتیکه شما دارایی بازنشستگی مشترکی نداشته باشید، باید پروفایل های مربوط به ریسک های خودتان و تخصیص های مربوط به داراییتان را هماهنگ کنید.

5. برای مخارج آموزشی برنامه داشته باشید.

در صورتیکه شما برای بخشی از آموزش عالی فرزندتان یا کل آن برنامه داشته باشید، بهترین کار ممکن عبارت از شروع به پس انداز کردن در اولین فرصت ممکن است.

این کار را با استفاده از گزینه های سرمایه گذاری، همانند برنامه های پس انداز 529 که دارای مزایایی مالیاتی خاص برای کودکان هستند، شروع کنید.

در صورتیکه زمان زیادی تا پایان دوره مدرسه فرزندتان باقی نمانده باشد، به دنبال استفاده از وام ها یا هدایای دولتی باشید؛ همچنین از تمامی گزینه های در دسترس مربوط به دریافت کمک های دانش آموزی فدرالی استفاده کنید.